کاش آهنگری میدانستم

یک ضرب المثلی هست در زبان عربی که میفرماید الغریق یتشبث به کل الحشیش

یعنی که انسانی که دارد غرق می شود به هر خار و خسی که ببیند چنگ می اندازد

این ضرب المثل البته بسیار سخن نغز و جالب و درستی است .

بنده در سایه الطاف چرخ گردون که همچون چرخ فلک شهر بازی تهران گویا

از بیخ در گردشش لقلقه ای پدید آمده در شرایط بسیار ناپایدار به لحاظ شغلی قرار

گرفته ام و ازین روی با جدیت بسیار تصمیم گرفته ام که یک کار دوم برای

بعد از ظهرهایم پیدا کنم .

تصمیم را اتخاذ کردم و با عزمی جزم همشهری را باز کردم و تمام آگهی های اشتغال

را خواندم و دیدم که یاللعجب ! تمام این مشاغل نیاز به مهارتهایی دارد که بنده فاقد

آنها میباشم ! پس اینبار نشستم و فکر کردم که خب ، من چه مهارتهایی دارم !؟

فهرست مهارتهای بنده که البته کوتاه هم نبود به شکل بسیار ناامید کننده ای با آن

مهارتها و توانایی ها که در روزنامه مورد نیاز بودند تفاوت داشت .

گویی من در جهانی و کارفرمایان در جهانی دیگر زندگی میکرده ایم و امروز و

اینجا و در این موقعیت فرخنده که بنده در عین بی پولی و نیازمندی به پول  ،

مبتلا به بی ثباتی شغلی گردیده ام ، به هم رسیده ایم و من از ایشان شغل و ایشان

از من آنچه ندارم را مطالبه میکنند .

نتیجه اخلاقی آنکه دوستان و عزیزانی که پدر یا مادر هستید یا بزودی میشوید‏

یا به دیری خواهید شد !!! فرزندانتان را به هر لطایف الحیلی که میتوانید به

کلاس زبان و موسیقی و کامپیوتر و غیره ذلک بفرستید و اجبار کنید که فرزند

دلبندتان دوره را تمام کند و مطلب را تکمیل دریافت دارد و مدرک را نیز

بستاند . شاید بدین طریق در آتیه اگر کشتیش در دریا غرق شد در دکان آهنگری

کاری دست و پا کند و روزگار بگذراند تا باز مهلتش برسد و بر خر مراد سوار

گردد .

این بود آنچه امروز آموختم .

/ 0 نظر / 12 بازدید