سنگ زیرین آسیا باشد

یک

زنگ زده که هی فلانی به ما سر بزن و اینها ، نه به این شکل البته

با همان ادبیات خودش که مهر و محبتش به فحش و همه چیز آلوده

است ، توی رودربایستی هم زنگ زده بود کار نداریم بماند

یک آدمهایی را من برادروار و خواهر وار در زندگیم دوست داشته ام و

دارم که بعضی آدم این دوست داشتن نبوده اند . بعضی بوده اند .

هر کسی از ظن خود شد یار من و از عینک جهان بینی خودش و

متناسب با برداشت و عقده ها و دوست داشتهای خودش خواست

دوست باشد و دوست بدارد و دوستی کند .

این وسط یک آدمهایی بودند که آنطور که من درگیر خودم بودم درگیر

خودشان بودند و آنطور که من درگیر اطرافم بودم درگیر اطرافشان

بودند ، و آدمهایی هم بودند که از پایه فرم درگیریشان با خودشان و

اطرافشان نوع و جنس دیگری داشت ، چندان که من برای ایشان و

ایشان برای من موجه نبوده و نیستیم .

دوستی و رفاقت هر چه عمیقتر و هرچه معتمدانه تر و هر چه بی منت تر

، پاکتر و مقدس تر و محترم تر ، بنده به نظرم مرزها و حدهایی که امروز

میبینم شکسته شدنشان این اندازه آزارم میدهد را خودم شکسته ام

خودم حریم خودم را شکسته ام

چشمم کور دنده ام نرم درستش میکنم

/ 0 نظر / 6 بازدید