چند حرف و سخنی چند

یکم

اول دفتر به نام ایزد دانا ، صانع و پروردگار حی توانا

الله لا اله الا هو الحی القیوم

آن خدا طبیعت فلک زمان مکان خرد حس انرژی نیرویی که من را از نیست هست کرد

به روایتی منسوب به خودش از والایی پست کرد . به گناهی که خودش در نهادم نهاده

بود از خانه ای که خودش در آن جایم داده بود تبعید کرد . فرشته ای که خودش آفریده

بود در هیئت ماری که باز از مخلوقات خودش بود درآمد و با اذنی که از خودش داشت

من و همزادم را فریفت . خود داد و خود ستاند . خود زاد و خود میراند . این عین عدالت

است ؟ یا عین ظلم ؟ یا هر دو ؟ خداوند حی و حاضر و عالم و قادر که رحمن و رحیم و

قاهر و منتقم هم هست . خداوندی که ... همراه صبرکنندگان است . پرهیزکاران را

دوست دارد . مهربانترین مهربانان است . آنجا که برای عزیزی دعا میکنیم دلداری میدهد

که من از همه برای بندگانم مهربانترم . ای خدا لطفاً چیزی بگو ! خواهش میکنم !

 

دوم

 

سوم

 

چهارم

سیزدهمین سیگار

در زندگی هر روز

چیز غریبیست

مثل

لک چایی

در زندگی هر رومیزی

مغز بادام

در زندگی هر کاسه

که میتوانست نباشد

که میتوانست بجایش فندق باشد

که نیست

مثل این ...

 

پنجم

 

ششم

 

 

هفتم

دیوانه منم من که روم خانه به خانه

/ 1 نظر / 5 بازدید
puayhe

مثل مغز بادام در زندگی یک کاسه! قشنگ بود استاد شفیق لینک شکا را اضافه کردیم