داستانخانه

اخلاق اجتماعی

 

اخلاق یک مقوله ی نسبی ست . این سخن به واسطه ی این مثال

واضح سالم است که قتل نفس که در هر فرهنگ و هر اجتماعی در

طول تاریخ امری مذموم بوده و هست در جنگ با سلاح حقی طبیعی

محسوب می شود . پس به این واسطه من نتیجه میگیرم که اخلاق

نسبی است .

به همین سیاق جرم هم نسبی است . یعنی در جامعه ای قانون حاکم

نوشیدن مشروب الکلی را در ملا عام جرم می داند و در جامعه ی دیگری

طبق قانون حاکم این امر جرم نیست و مجازاتی ندارد .

حال یک سوال مطرح است . آیا اعمالی همچون تجاوز به عنف هم شامل

رویه ی نسبی بودن اخلاق می شوند ؟

این برمیگردد به تعریف واژه اخلاق .

 

اخلاق چیست ؟

اخلاق مجموعه ای از ارزشها و وظایف است که شخص آنها را بصورت عقلی

و نقلی بر اعمال ورفتار خود جاکم می بیند .

طبیعی است که با این تعریف ، اخلاق از منظر من با اخلاق از منظر برادر من

تفاوت داشته باشد زیرا دریافت عقلی من با دریافت عقلی برادرم از مسایل

یکسان متفاوت است .

پس اگر مثلاً بوق زدن پشت چراغ قرمز از دید من حال با هر توجیهی امری

 عادی تلقی شود ممکن است برادر من این عمل را باز با هر توجیهی کاری

نا شایسته و غلط بداند .

یک دسته از کنشها به واسطه ی تاثیر ظاهری اندکی که بر زندگی دیگر افراد

اجتماع می گذارند اساسا رفتارهایی با دامنه اثر کوچک بر شمرده میشوند

و به همین دلیل بحث در مورد اخلاقی بودن و یا اخلاقی نبودن آنها عموما

در نمیگیرد .

همچنین یک دسته از کنشها به دلیل رواجشان در یک جامعه ی خاص هرچند

با هر توجیهی کنشهایی زیان مند باشند باز به واسطه ضدیت کم شدتشان با

ارزشها غیر اخلاقی هستند اما بدلیل شیوعشان قابل پیگیری و رسیدگی

نمی باشند .

اما دسته ی سومی از کنشها هم وجود دارند که نه رایج هستند و نه کم اثر

بدین معنی که این مجموعه دربرگیرنده رفتارها و اعمالی ست که دامنه اثرشان

در زندگی دیگران هم به لحاظ گستردگی و هم به لحاظ عمق بسیار است

نیز در حدی ضد ارزش های اجتماع هستند و از دیدگاه عرفی قبیح شمرده

میشوند که عملاً شیوع نمی یابند و نظام ارزشی جامعه به هیچ وجه آنها را

در خود هضم نمی کند .

از دید من تجاوز به عنف ، دزدی ، کودک آزاری ، بهره کشی از زنان و کودکان

و قتل عمد از این دسته اند . و به این سیاهه می توان بی شمار عناوین دیگر

همچون تجاوز به حریم شخصی ، اهانت مستقیم یا به نزدیکان یا به مقدسات

و از این دست اعمالی که با پیشرفت ساز و کارهای اجتماعی تجاوز به حقوق

دیگران شمرده شده اند را اضافه کرد .

من شخصاً معتقدم به عنوان عضوی از اعضا اجتماع انسانی در صورتیکه با

عمل خلاف اخلاقی که دامنه و عمق اثر شدیدی دارد مواجه بشوم و با آن

برخورد نکنم عملا به اشاعه ی آن کمک کرده ام . ( که همچنین است در مورد

اعمالی که دامنه و عمق خفیفتری دارند ) با این تفسیر

اگر قتلی یا سرقتی را ببینم یا از تجاوزی آگاه باشم و نسبت به آن واکنش

موثری که مبین موضع ضد من نسبت به آن عمل باشد از خود بروز ندهم

بی شک به رواج آن عمل کمک کرده و نقش خواهم داشت .

من با ایراد اهانت و ایجاد مزاحمت و تجاوز به حریم خصوصی افراد و از بین بردن

امنیت روانی و رفتاری آنها مخالفم و به هر شکل و با هر شیوه ای به این رویه

در حد توانم برخورد میکنم

و معتقدم هر کسی که آگاهانه و از روی تعقل با این قبیل رفتارها مسامحه کند

بی تردید از این اعمال حمایت کرده و در اشاعه آنها آگاهانه و عمداً نقش موثر

دارد .

 

والسلام

   + داستانگو ; ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۳/٢۳
comment نظرات ()