داستانخانه

 

خسته ای ؟

نا امیدم !

چرا ؟

هیچ کاریو نمیتونم انجام بدم

کارایی که میخوای انجام بدی در توانت هستن ؟

بعضیاشون آره

خب چرا انجامشون نمیدی ؟

حوصله ندارم خسته م

خب الان داری خستگی در میکنی ؟

نه دارم وبلاگ مینویسم

چرا به اون دوستت که یه هفته س میخوای زنگ بزنی زنگ نمیزنی ؟

هر سری میخوام بهش زنگ بزنم یه چیزی پیش میاد و نمیشه

چرا با دخترت یه قرار نمیذاری بری ببینیش ؟

نمیدونم ، نمیشه ، هر وقت میام بهش زنگ بزنم یه کاری پیش میاد

نمیخوای ببینیش ؟

چرا بابا ! جونم براش در میره

فردا بهش زنگ میزنی ؟

آره حتماً

ده صفحه بتن ؟ فردا تو اتوبوس ؟

آره

پاشو پاشو اینو آپ کن برو بگیر بخواب

   + داستانگو ; ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٢٠
comment نظرات ()